حاج ملا هادي السبزواري
299
شرح مثنوى
( ( 1267 ) ) اين قدر تخمى كه ماند شب به كار * تا در آخر بينى آن را برگ و بار ن 259 20 - ك 98 27 [ تمام شعر ] : اشارت است به شب زنده دارى . و در بعض نسخ بدل اين چنين است كه : اين قدر عمرى كه ماندستت بباز تا برويد زين دو دم عمر دراز ( ( 1269 ) ) هين مگو فردا كه فرداها گذشت * تا به كلى نگذرد ايام كشت ن 259 22 - ك 98 28 هين مگو فردا : چنان كه در تكميل قوهء علميه قيامت مىكند ، در تكميل قوهء عمليّه در نهايت بلوغ است . و در امتثال * ( اُدْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَاَلْمَوْعِظَةِ اَلْحَسَنَةِ 16 : 125 ( 1 ) به حسب هر دو شأن تمام است ، چنان كه اينها و سابق و لا حق عدل گواه است . ( ( 1270 ) ) پند من بشنو كه تن بند قوى است * كهنه بيرون كن گرت ميل نوى است ن 260 1 - ك 98 30 تن بند قوى است : حجاب چهرهء جان است و تن پرستى بت پرستى است . كهنه بيرون كن : مبدّل شو از وجود طبيعى به وجود ملكوتى تا از ابدال شوى . ( ( 1273 ) ) اين سخا شاخى است از سر و بهشت * واى او كز كف چنين شاخى بهشت ن 260 4 - ك 98 31 اين سخا شاخى است : اشارت است به حديث شريف كه اَلسَّخا شَجَرَةٌ مِن أشجار الجَنَّةِ أغصانُها متَدَّلياتٌ فى الدُّنيا فَمَن أخَذَ غُصناً مِنها قادَه ذلِكَ الغُصنُ إِلَى الجَنَّةِ ( 2 ) . يعنى سخا درختى است از درختهاى بهشت و شاخههاى آن آويخته در دنيا ، پس هر كه بگيرد و يكى از آن شاخهها را مىكشاند او را آن شاخ بسوى بهشت . ( ( 1274 ) ) عروة الوثقى است اين ترك هوا * بر كشد اين شاخ جان را بر سما ن 260 5 - ك 98 32 عروة الوثقى : يعنى ريسمان محكم . اشارت است به آيهء شريفهء : * ( فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِالله فَقَدِ اِسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ اَلْوُثْقى 2 : 256 ( 3 ) . يعنى كسى كه كافر شود به شيطان و اطاعت او نكند ، بلكه به تعيّنات و ماهيّات امكانيه - مطلقاً - توجه نداشته باشد ، بهر چه از دوست را مانى چه زشت آن شكل و چه زيبا و مؤمن به خدا و مُذعن به حقيقت وجود بسيط مسبوط باشد ، پس چنگ زده است به وسيلهء محكم . ( ( 1276 ) ) يوسف حسنى و اين عالم چو چاه * وين رسن صبرست بر امر إله ن 260 7 - ك 98 33
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء نحل ، آيهء 125 . . ( 2 ) جامع الصغير ، جلد 2 ، ص 36 . . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء بقره ، آيهء 256 . .